تبليغاتX
.

 

اينم آپ دوباره اي كه گفتم آپ قبلي  پيشگفتارش

نيت آپ جديد كرديم خدا از آسمون بهمون موضوع داد، از آسمون كه نه از وبلاگ ني ني خان دعوتيديم بازي.

باید به این سوالات بجوابیم:

+فكر كنيد همين الان خداي نكرده بيمار هستيد و تنها 3ماه از عمر شما باقي مانده است و ميتوانيد 3ماه زندگي كنيد در اين مدت كوتاه 3كار مهمي كه انجام ميدهيد چيست؟

تازه اول جوونيمه ميخوام زنده بمونم........... بريد سراغ يكي ديگه من هنوز خيلي آرزو  دارم.

 

+اول از همه روز و ماه و سال تولد؟

19 اسفند 1367(بهترين وقشنگترين  روز زندگيم)

 

 +چهار اتفاق مهم زندگيت كه بايد بهش اشاره بشه كدام است؟

1-تولدم

2-  موندنم تو اين دنيـــــــــــــــــــــــــــــــا در صورتي كه وقتی بدنیا اومدم  رو به موت بودم!!!!

 3-اادامه تحصيلم در صورتي كه بچگيام هيچ علاقه اي به درسيدن نداشتم و عشقم بازي بودو الافی اماا لان هدفم شده  درس

 4- چتر شدنم با  اينكه تصميم داشتم  سراغ چت نيام

 

+چهار اتفاق مهم كه نبايد بهشون اشاره بشه؟

1.

2.

3

4.

خب نبايد بهشون اشاره بشه ديگه پس منم اشاره نميكنم

 

+خلاصه اي از اخلاقتون به اضافه شخصيت و چيزهاي ديگر؟

تابلو- ضايع - شوخ طبعي- خوش خنده- ريلكس- زيادي مهربونم اما 1دفعه آمپر ميچسبونم بهدشم انگار نه انگار اكتفاقي رخ داده- كينه اي نيستم-  عشق  كل كل

 

+ با در نظر گرفتن چهره واقعيتون كدوم يكي از هنرپيشه ها رو براي بازي نقش خودتون انتخاب ميكنين؟

داييم به محض اينكه پونه(فيلم رستگاران) رو ميديد ميگف شاني اومد،  اما من اينجولي نيستم حتي سپيده میگفت تو خوشمل تري و  اخلاقا هم كه اصلا نيستم اينجولي...

 

هرکی دوست داشت ادامه بده منو هم دعوت کنه برم ببینم خوشحال میشم

 

توی این ۳شب عزیز برای منم دعا کنید

 

       

 

به اونایی که خبر ندادم ببخشیدبلگفا خیلی بدجنسه

* نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 3:1 كي اينا رو نوشته؟شانیا جون |



 

درووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووورد به همتون

 

خیلی وقت پیشا كنكور داديم و اومديم

اصلا لاي كتابمو هم باز نكرده بودم پس برام مهم نبود اما نميدونم چرا به محض اينكه سرجلسه نشستم  استرس گرفته بودم فجيـــــع!!!!

مراقبا بهمون گفتن مقنعه هاتونو ميتونيد بيرون بياريد، منم از خدا خواسته مقنعه مو بيرون آوردم شايد استرسم كمتر بشه....

بعد از نيم ساعت كه دفترچه ها رو دادن استرس منم كم شد و بهدش هم  كلا از بين رفت

سوالا رو كه ديدم پشيمونيدم كه چرا نخوندم....

آخه ادبيات و 3تا درس تخصصي كه ضريب بالا داشتن، آسون بود....

بگذريم، ديگه گذشت و منم كلي تست زدم از روي هوا...

º°”˜`”°ºº°”˜`”°º º°”˜`”°ºº°”˜`”°º

اينروزا بخاطر مسائل اخير مردم كمتر جرات ميكنن كه با هواپيما و قطار برن مسافرت براي همين منم تصميم گرفتم سفرهاي خارجي هم ببرم اگر خواستيد هرجا بريد توي كامنتا بليط رزرو كنيد

رفت و برگشت به شرط سالم بودن 100% تضميني با كالسكه سوار

 º°”˜`”°ºº°”˜`”°º º°”˜`”°ºº°”˜`”°º

دوستان برام كامنت گذاشتن كه " کالسکت عالیه فقط میرسی به این چاله چوله ها یکم سرعت رو کم کن بابا... چقدر تکون میدی ... "

باسد خدمتتون عرض کنم که چاله چوله توي كالسكه من اصلا حس نميكنيد خودتون  شيطونيد ميپريد بالا و پايين از ذوق كالسكه سواري، بهدا میفكريد چاله چوله هس

º°”˜`”°ºº°”˜`”°º º°”˜`”°ºº°”˜`”°º

 اضافه بر سازمان:

۱.وضعيت اينروزاي من :  خواب، بيرون رفتن،خودن،پاي كامي نشستن، با اين همه كار ديگه وقتي براي الافيام  ندارم

 

۲.اينا همه پيشگفتار بود بزودی  آپ ميكنم دوباره

۳. آپم طولانی تر بود حذفوندم خسته نشید(فرشته مهربون)

 

* نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 1:24 كي اينا رو نوشته؟شانیا جون |